۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

گاو

مادر مقدس ایرلندی در 98 سالگی در بستر مرگ افتاده بود. راهبه ها در کنار بستر او گرد آمده و تلاش می کردند این سفر ابدی را برای وی آسانتر کنند. برایش مقداری شیر گرم و تازه آوردند ولی مادر مقدس ننوشید. یکی از راهبه ها در حالیکه لیوان شیر را به آشپزخانه برمی گرداند به یاد آورد که سال قبل به عنوان هدیه کریسمس یک بطری ویسکی ایرلندی دریافت کرده بود. آن را باز کرد ومقداری از آن را درون شیر گرم ریخت. راهبه به کنار بستر مادر مقدس بازگشت و لیوان را به دهان وی نزدیک کرد. مادر مقدس مقدار اندکی نوشید، سپس مقدار بیشتری و پیش از آنکه سایر راهبه ها به خود آیند تمام لیوان را تا قطره آخر سر کشید. راهبه ها با بی صبری تمام ندا دادند که: "ای مادر مقدس، پیش از اینکه از این دنیا درگذری با نصایح خرد مندانه ات ما را پند بده". مادر مقدس در بسترش نیم خیز شد و گفت: "اون گاو رو نفروشین"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر